خرید بک لینک
عاشق پوشیدن جوراب سفید با کفش های سیاهم.. حس تضاد بیشتر از حس همرنگ بودن به چشمم ارامش می دهد... اگرچه از اصول مد و شیک پوشی این است که جورابت همرنگ شلوارت باشد ولی من عاشق پوشیدن جوراب سفید با شلوار و کفش سیاهم..... شاید این حس از بچگی هایم سرچشمه

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:28

همگام با مناظرات این نقاشی رو کشیدم که یوقت وقتم تلف نشه پا این چیزا .... البته چیزایه خوبی یادگرفتم مثلا یه ضرب المثل جدید : چراغی که به خانه رواست چرا بریم از کشورهای خارجی بیاریمD: اقا خدایی ما مردم معطلیم واقعنا... هیچ کس به تنهایی نمیتونه یه ک

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:37

فکر می کنم روز ولادت امام زمان وسط این همهمه ها و هلهله ها اگر وقت شد کمی به خوده حضرت و خودمان باید فکر کنیم.... جشن هایمان هرسال پر زرق و برق تر میشود ولی دل هامان نه .... اصلا کسی منتظر هست؟؟؟ انقدر میان روز و شب ها و ساعات و دقیقه ها گیرکرده

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:36

گل دخترای دبیرستانی حالا چه دوره اول چه دوره دوم توجه کنن.. یه لحظه بمن نگاه کنین جان من رودر رو چشم تو چشم اهان حالا شد... ببین دختر جون خواهره من دختره خوب اینکه با روپوش خاکستری یا سرمه ای و مقنعه ای که از بالا بیخ سرنه و از پایین تا رو شکمت اف

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:36

طراحی قبلی رو یکی از دوستان مذهبیم دید اولش بهم گفت:وا این چیه !من بدم میاد ازش:| بعد بهش گفتم :رفیق جان عزیزجان این طراحی رو خودم کشیدم اونم گفت:خیلی خوبه ها ولی .... ......... حسابی امر به معروف و نهی از منکرم کرد D: اقا امیرخانی مقدمه ی اون س

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 0:00

قطعا که یکی از بهترین و آرامش بخش ترین

کارها واسه من طراحی چهره اس ...

حتی اگه نتونم، بازم کیف میکنم ...

خیلی خوبه که آدم بدونه چی آرومش میکنه :)

شکرخدا :)

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:22

بالاحره هرچیزی یه اخری داره و البته که من خوده اخره حواس پرتی ام خصوصا اگه در جایی باشم که چیزای براق باشه (مثه کلاغ:|) مغاز داره بنده خدا سرش شلوغ ،،خریدای ما حساب شده اماده پرداخت ،،سریع کیف پولم دراوردم تا کارت بکشم کارت رو روبروی اقا مغازه دار

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

وقتی بقیه ی آدما ها باورت نداشته باشن خب ندارن کاری هم نمی تونی بکنی مگر ابنکه یک نفر بیادو شهادت بده که توغیرازاینی هستی که نشون میدی دیدم که میگما(البته شنیدم) یکی از همکار های خانم پدرم (جا مامانم خالی چپ چپ نگام کنه D:) دچار مشکل اعصاب بوده یع

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

تا قبل از اینکه همسایمون برام تعریف کنه چرا دختر کوچیکش توی راهرو ساختمون جیغ بنفش می کشید و التماس می کرد و نزدیک ده دقیقه ترک انداخت به تمام بلور جات جهاز مامانم فکر می کردم فقط تنهام :| ولی وقتی با خنده تعریف میکرد که ؛ اره زینب بهونه می گرفت

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

خب معلومه که زندگی پایین و بالا خیلی داره ... بعضیا پایین و بالای زندگیشون پول داشتن و نداشتنشونه یه سری دیگه کار داشتن و نداشتن یه سری دوست داشتن و نداشتن.. یه سری ام که مثل من هنوز بند نافشون به خانواده وصله اگرچه از لحاظ قانونی دیگه

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

و من به این می اندیشم که زن امروز (البته اونا که پزه روشنفکری میدن) چه لذت هایی از زندگی را از خود دریغ داشته است..

سخنی از نویسنده درونم وقتی داشتم سبزی خورد میکردم و از بوی سبزی کیف کردم :|


برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

همینجور که میون انیمیشن های دیزنی در تویترمیگشتم تا لااقل چند انمیشین خوب برای تقویت زبانم پیدا کنم به ذهنم خطور کرد که یه سر به جناب گوگل بزنم بالاخره اون جواب همه سوالا حتی قیمت سرویس طلا زن مش حسین بقالم میدونه ... یه سایتی اومد که چند فیلم رو

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

من مطمئنم اگه یه خون اشامه 109 ساله هم میومد خواستگاری من

تنها ایرادی که بابا مامانم میگرفتن فاصله سنی زیاد بود :|

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

می دونم من هرچه قدر هم نسخه الکترونیکی کتاب دانلود کنم

واسه من هیچی کتاب با کاغذ نمیشه

اصلا انگار کتاب خوندن با گوشی یا لب تاب جز کتاب خوندن حساب نمیشه ...

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

به خودم ثابت شده که ادم ها هرکدومشون تو یه سنی می مونن..سنی که خیلی دوستش داشتن و نتونستن ازش لذت ببرن ... مثلا مامان من توی دوران دبیرستانش مونده هنوزم که هنوزه باور نمیکنه امروز شده 42 سالش و دوتا بچه داره ..هنوزم که هنوزه همون شیطنت های یه دختر

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

اصلا دلم نمی خواد آدم غمگینی باشم ولی اخرش یه اتفاقایی میوفته که انگار یه چیزی ته قلبم میسوزه و قلبم احساس می کنم الانه که قلبم وایسه نمیدونم تاحالا کسی ازاین حس ها داشته..... من موندم چطور آدم ها می تونن نقش خدارو بازی کنن و واسه بقیه خط و نشون ب

برچسب: نویسنده: آریا حسینیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:36

صفحه بندی